مشخصات پژوهش

صفحه نخست /بلاغت ابطال: تحلیل به کارگیری ...
عنوان بلاغت ابطال: تحلیل به کارگیری تمثیل های جدلی در قرآن برای فروپاشی بنیان های شرک و ارائه الگویی برای مناظره مؤثر
نوع پژوهش پایان نامه
کلیدواژه‌ها بلاغت، جدال، مناظره، قرآن کریم، بلاغت ابطال
چکیده شناخت شیوه های قرآن در مواجهه با پدیده شرک از مهم ترین مباحثی است که برای فهم نظام فکری و بلاغی این کتاب ضرورت دارد. شرک در منطق قرآن تنها یک انحراف اعتقادی در کنار دیگر انحراف ها نیست، بلکه به عنوان خطای بنیادی و ریشه ای معرفی می شود که می تواند ساختار ذهن، روان و رفتار انسان را از بنیان دگرگون کند (ر.ک: طوسی، بی تا، ج8، 275 ؛ طبرسی، 1372ش، ج8، 494 ؛ زمخشری، 1407ق، ج3، ص493 ؛ فخر رازی، 1420ق، ج25، 120). از نگاه قرآن، شرک ظلمی عظیم است«... إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ ؛ همانا شرک، گناهی سترگ است»(لقمان/13)؛ زیرا نه تنها انسان را از مسیر حقیقت دور می کند، بلکه نظام ارزشی و جهان بینی او را نیز متلاشی می سازد(ر.ک: بیضاوی، ج4، 1418ق، 214 ؛ طباطبایی، 1390ق، ج16، ص215). چنین نگرشی سبب شده است که قرآن در برابر شرک، رویکردی صرفا آموزشی، آرام یا تدافعی اتخاذ نکند، بلکه با شیوه ای قاطع، فعال و تاثیرگذار به مبارزه با آن برخیزد و به همین دلیل، شیوه سخن گفتن قرآن در این حوزه رنگی از چالش گری، نقد صریح و ابطال مبانی فکری طرف مقابل به خود گرفته است؛ چنان که در یکی از آیات قرآن می خوانیم؛«إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاء ...؛ خداوند بجز شرک به او، همة گناهان را می-آمرزد...»(نساء/48). در میان روش های متعددی که قرآن برای هدایت و اصلاح فکری مخاطبان خود به کار می گیرد، یکی از برجسته ترین و اثرگذارترین شیوه ها بهره گیری از تمثیل هایی است که کارکردی جدلی و ابطالی دارند(ر.ک: زرکشی، 1988م، ج2، 24-27 ؛ سیوطی، 1967م، ج4، 60-66) این تمثیل ها برخلاف تمثیل های توضیحی که در جهت تبیین مفاهیم معنوی یا اخلاقی به کار می روند، با هدف فروپاشاندن ساختار ذهنی مخالف و زدودن اعتبار باورهای او طراحی شده اند که فضای گفت وگو را از حالت استدلالی خشک به صحنه ای تبدیل می کنند که در آن مخاطب نه با استدلال های انتزاعی، بلکه با تصویری ملموس، ساده، آشنا و در عین حال تکان دهنده روبه رو می شود و همین ویژگی سبب می شود که اثرگذاری این تمثیل ها فراتر از یک توضیح عادی باشد و مخاطب را در سطحی عمیق تر از درک عقلانی، یعنی در لایه عاطفی و ذهنی، درگیر کند؛ برای مثال، آیاتی چون «مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَی
پژوهشگران محمد احسان کریم کریم (دانشجو)، سید هادی میر محمودی (استاد راهنمای اول)، سجاد محمدفام (استاد مشاور)