|
عنوان
|
تفسیر فلسفی فارابی و ابن رشد از کتاب جمهوری افلاطون و تأثیر آن بر تحول اندیشه سیاسی در اسلام
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
فارابی، ابن رشد، جمهوری افلاطون، اندیشه سیاسی اسلامی
|
|
چکیده
|
اهمیت این تحقیق از چند جهت قابل تأمل است:
الف) عمق بخشی به درک فلسفه سیاسی اسلامی: فارابی و ابن رشد به عنوان دو فیلسوف برجسته، پل ارتباطی میان فلسفه یونانی و جهان اسلام بودند. بررسی اینکه چگونه هر یک از این دو متفکر یک متن واحد، یعنی جمهوری افلاطون، را در چارچوب جهان بینی اسلامی خود بازخوانی کرده اند، به فهم دقیق تر مبانی عقلانی اندیشه سیاسی اسلامی کمک می کند. فارابی با تلفیق عقل و دین، بنیان فلسفه سیاسی اسلامی را بنا نهاد (مهدی، 1400)، در حالی که ابن رشد با رویکردی مدنی و ارسطویی، تفسیر متفاوتی از همان متن ارائه داد (Rosenthal, 1965).
ب) کمبود پژوهش های مقایسه ای متمرکز: اغلب مطالعات موجود به طور جداگانه به بررسی اندیشه سیاسی فارابی یا ابن رشد پرداخته اند. پژوهش حاضر با تمرکز مستقیم بر تفسیر هر دو فیلسوف از یک متن واحد (جمهوری افلاطون)، می تواند شکاف موجود در ادبیات پژوهشی را پر کند. سید حسین نصر نیز بر ضرورت مطالعه ی تطبیقی برای فهم پیوند عقل و ایمان در فلسفه اسلامی تأکید کرده است (نصر، 2014).
ج) تأثیر بر نظریه دولت در فلسفه اسلامی: تفاوت مبانی رویکرد فارابی، که تمایل به دولت مبتنی بر عقل محض و وحدت دینی دارد، با رویکرد ابن رشد، که بر تمایز میان سیاست نظری و عملی تأکید می ورزد، برای درک تنوع نظریه های دولت در فلسفه اسلامی ضروری است. این تفاوت ها نشان می دهد که اندیشه سیاسی اسلامی از دولت آرمانشهری فارابی تا دولت مدنی ابن رشد طیفی متنوع از نظریه ها را در بر می گیرد (کدیور، 1388؛ مظفر، 1401).
|
|
پژوهشگران
|
علی عکموش عبدزید الخفاجی (دانشجو)، حمید حسنی (استاد راهنمای اول)، سید احمد حسینی (استاد مشاور)
|