|
عنوان
|
تحلیل و بررسی نظریه اخلاق بدون خدا در اندیشه والتر سینوت آرمسترانگ
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
اخلاق، فلسفه اخلاق، رابطه دین و اخلاق، الحاد جدید، خداباوری، والتر سینوت آرمسترانگ
|
|
چکیده
|
مســئله »رابطه دین و اخلاق« و تبیین نوع نســبت و رابطه میان این دو حوزه، یکی از مهم ترین و اســاســی ترین مســائل مطرح در قلمرو مباحث دین شناسی و فلسفه دین است. در طول تاریخ اندیشه، در مقام پاسخ به این مسئله، دیدگاه های گوناگون و متفاوتی شکل گرفته و مطرح شده است و در گذر زمان صورتبندی ها و تقریرهای متفاوتی نیز از هر یک از این دیدگاه ها ارائه شـده اسـت.در هر حال، یکی از دیدگاه های مهم و قابل تأمل درباره نســبت و رابطه میان دین و اخلاق نظریه تباین یا اســتقلال اخلاق از دین اســت. درونمایه اصلی این دیدگاه این اسـت که اصول و قواعد اخلاقی مسـتقل از دین و باورهای دینی هسـتند و برای التزام به اخلاق و داشـتن زیست اخلاقی، تعهد و التزام به دین یا باورهای خاص دینی ، الزام و ضروری نیست؛ هر چند که با نظر به جزئیات بحث و حدود و ثغور این استقلال در ابعاد و جنبه های مختلف آن، این دیدگاه صورت بندی ها یا تقریرهای متفاوتی پیدا می کند. یکی از چهره های اصلی و برجسته حامی این دیدگاه در قرن حاضر والتر سینوت آرم سترانگ Armstrong-Sinnott Walter است. والتر سینوت آرم سترانگ متولد 1955م اندیشمند معاصر آمریکایی است که بیشتر در حوزه های فلسفه اخلاق، فرااخلاق مسئولیت اخلاقی، روان شناسی اخلاق، و فلسفه دین فعالیت می کند. او از چهره های مهم رویکردهای طبیعتگرایانه و تجربی در اخلاق به شمار می آید. از جمله موضوعات اصلی و اساسی که آرمسترانگ بدان پرداخته و به تفصیل درباره آن بحث کرده است، همین مسئله رابطه دین و اخلاق است. ایده اصلی او در برابر این مسئله، جدایی و استقلال کامل اخلاق از دین است. وی به صراحت و روشنی بر این دیدگاه اصرار و پافشاری می کند که هیچ رابطه و پیوند ضروری میان دین و اخلاق وجود ندارد. وی این دیدگاه خود را بطور مشخص در اثر معروفش به نام اخلاق بدون خدا؟?God Without Morality ارائه و تشریح کرده است. این کتاب که اولین بار در سال 2009 توسط انتشارات دانشگاه آکسفوردمنتشر شده است یکی از مهم ترین و قابل اعتناترین آثار اخیر در این زمینه به شمار می رود. ایده اصلی آرمسـترانگ در کتاب اخلاق بدون خدا مشخص و آشکار می شود: وی به دنبال نشان دادن و استوار ساختن این ادعا است که حتی با فرض نبود خدا یا عدم باور به وجود خدا هم می توان اخلاق را داشت و حفظ کرد. به عبارت دیگر، زیست اخلاقی زندگی بر وفق اصول و معی
|
|
پژوهشگران
|
فرشته جعفری باغبستلومیراحمدلو (دانشجو)، احمد حمداللهی اسکوئی (استاد راهنمای اول)، سیده زهرا حسینی (استاد مشاور)
|