|
Title
|
فلسفه بدن در علم الاساطیر مصر باستان
|
|
Type of Research
|
Article
|
|
Keywords
|
فلسفه بدن، دین ابتدایی، مصر باستان، انسان شناسی دینی، اسطوره شناسی.
|
|
Abstract
|
بحث دربارۀ «ماهیّت»، «خاستگاه»، «کارکرد»، «علت وجودی»، «لطایف باطنی» و «مشخصه های خاصِ» کالبد جسمانی را شاید بتوان ذیل عنوان «حکمت بدن» یا «فلسفۀ بدن» مورد طرح و واکاوی قرار داد. در حوزۀ فرهنگ های باستانی، انتساب معنای دینی به بدن و اهتمام کامل به هویت اصلی و ساحت های آن، به مثابۀ راهبردی نسبتاً عینی جهت تأمین شرایط ضروری برای سعادت غایی (لذّت پایدار)، بیش از همه در دین سحرآمیز مصر باستان (3100ق.م-300 ق.م) به چشم می خورد. پژوهش حاضر بر محور این پرسش ها شکل می گیرد: الف). برمبنای کدامین شواهد می توان از برخورداری بدن از معنای قدسی نزد مصریان باستان سخن گفت؟ ب). میان اندیشۀ خلود (سعادت غایی) و سلامت بدن چه مناسبتی وجود دارد؟ و ج). از نظرگاه دینی مصر باستان، سازۀ انسان، از نظر ساختاری و به لحاظ محتوایی، چه ماهیتی دارد؟ بر بنیاد پژوهش حاضر که به روش توصیفی/تحلیلی انجام می گیرد، روشن می شود که از منظر انسان شناسی اسطوره ای مصر باستان، بدن انسان افزون بر آنکه از خاستگاهی مینوی برخوردار است، از نظر ساختار، به سانِ یک مجموعۀ به غایت منتظم، موجودیتی مرکب، متحد و همگن دارد؛ به گونه ای که «کا» (قوه تفکر)، «با» (نیروی حیات)، «خاط» (جسم)، «آخ» (خود دگرگون شده) و اِیب/هاتی (قلب) اجزای اصلی آن را تشکیل می دهند. با وجود این، تحقق بقای جاودانه انسان، مطلقاً منوط به آن است که «خاط» (بدن جسمانی) سلامت و کمال فیزیکی خود را حفظ کرده باشد که این خود فلسفۀ اصلی رواج صنعت مومیایی کردن جسد در مصر باستان است.
|
|
Researchers
|
sajad dehghanzadeh (First Researcher)، (Second Researcher)
|