Research Specifications

Home \نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه ...
Title نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه ابعاد مرضی شخصیت و مشکلات بین فردی دانشجویان: تحلیل شبکه و مدل یابی روابط ساختاری
Type of Research Thesis
Keywords مشکلات بین فردی، صفات شخصیت ناسازگار، ذهنی سازی، تحلیل شبکه
Abstract در ضرورت انجام پژوهش حاضر باید گفت، با توجه به موارد مطرح شده و بر اساس پیشینه پژوهش که بیانگر این است که مشکلات بین فردی ویژگی های فرا تشخیصی هستند که در بین بسیاری از اختلالات مشاهده می شوند و هدف مهمی برای روان درمانی است ( استرند و همکاران، 2023 ) و علائم آسیب شناسی روانی خاص را تشدید می کند و یک چرخه معیوب را ایجاد می کند (بینکولتو و همکاران، 2025) و اثرات مخرب بر کیفیت زندگی(کوچینسکی و همکاران، 2020) دارد، بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر مشکلات بین-فردی دانشجویان میتواند موجب به کارگیری روش های مداخله ای مناسب و کارآمد شود؛ طبق تحقیقات قبلی، اگر ذهنی سازی واقعاً یک ظرفیت مختص گونه و از پیش برنامه ریزی شده ی تکاملی باشد که برای توانایی انسان در جهت یابی در دنیای بین فردی اساسی است (کروپنیه، 2021)، پس اکثر اشکال آسیب شناسی روانی، و به ویژه اختلال شخصیت، با نقص های موقت و/یا مزمن در ذهنی سازی مشخص می شود (جانسون و همکاران ، 2022 )، و با توجه به اینکه بین ذهنی سازی و ارتباطات اجتماعی رابطه وجود دارد (کمپبل و آلیسون ، 2022) و از آنجایی که مشکلات بین فردی و اختلالات موقت یا مزمن در ذهنی سازی به عنوان ویژگی های فراتشخیصی در نظر گرفته می شوند (لویتن و همکاران، 2024; استرند و همکاران، 2023)، یعنی آسیب پذیری ها و سازوکارهای مشترک اختلال ها، بنابراین پرداختن به مشکلات بین فردی و کیفیت ذهنی سازی را می توان به عنوان یک عامل مشترک مرتبط با آسیب شناسی شخصیت و پیامدهای مرتبط با آن در نظر گرفت؛ یک پروژه پیش رو که اخیرأ توسط انستیتوی ملی سلامت روان ارائه شده است، ملاک های حوزه پژوهش (RDoC) است که در روند شکل گیری و شتاب بخشیدن به بحث فراتشخیصی مؤثر بوده است (منین و فرسکو ، 2014) که در تلاش است شاخص های هنجاری را مشخص کند و پژوهشگران را به این جهت سوق دهد که مدل های آسیب شناسی و درمان های روانشناختی خود را مبتنی بر واقعیت موجود بنا نهند، یعنی هم ابتلایی بالای گزارش شده را در مدل های خود در نظر بگیرند و به جای تأکید بر ملاک های تشخیصی DSM، سازوکارهای زیربنایی مشترک را در وضعیت هم ابتلایی مورد توجه قرار دهند (طاهری فر، 1398). بنابراین مطالعه حاضر می تواند پژوهشی بنیادی باشد که ماهیت روابط بین ابعاد مرضی شخصیت و مشکلات بین فردی و سازوکارهای زیربنایی آن را مورد آزمون قرار داده و درک
Researchers (Student)، Reza Abdi (Primary Advisor)، Gholmreza Chalabianloo (Advisor)، Hassan Bafandeh Gharamaleki (Second Advisor)