Research Specifications

Home \بررسی جبران خسارت معنوی در ...
Title بررسی جبران خسارت معنوی در حقوق ایران، عراق و فرانسه
Type of Research Thesis
Keywords مسئولیت مدنی، زیان غیرمادی، زیان معنوی، اصل جبران کامل خسارت
Abstract حقوق، به عنوان نظامی در جهت ایجاد نظم و استقرار عدالت اجتماعی، وظیفه دارد از تمامی ابعاد حیات انسانی حمایت نماید. انسان، موجودی است که علاوه بر بعد مادی، دارای ابعاد والای روحی و معنوی نظیر شرف، حیثیت، اعتبار و احساسات است که غالباً ارزشی به مراتب فراتر از اموال مادی دارد (اصغری آقمشهدی 1382: 32). با وجود اینکه هدف کلی حقوق، حفظ نظم و پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی است، اما در طول تاریخ، این سوال همواره مطرح بوده که آیا تعرض به این حقوق غیرمادی، قابلیت جبران مالی دارد یا خیر (محمودی و مرادخانی، 1394: 42). در نظام حقوقی اسلام، اصل «حرمت اضرار به غیر» حاکم است و هرگونه رفتاری که منجر به وارد آمدن آسیب به دیگران شود، نهی شده است؛ بر این اساس، حمایت از ابعاد روحی و معنوی انسان نیز به عنوان موجودی که مشبع به ابعاد روحانی است، ضروری می باشد (الشویلی و میرداداش کاری 2025: 237). تأکید بر لزوم جبران در فقه، فراتر از قاعده ی «لاضرر» بر مبنای قواعدی چون «نفی عسر و حرج» و «بنای عقلا» نیز استوار است، که هر دو بر لزوم جبران مالی خسارت معنوی، به ویژه در مواردی که عدم جبران موجب مشقت و سختی زیان دیده می شود، دلالت دارند (نقیبی، 1386: 181). در این راستا، مفهوم «خسارت معنوی» به مجموع آسیب هایی گفته می شود که بر حقوق غیرمالی فرد وارد می آید و شامل درد، رنج، آلام روحی، خدشه به آبرو، حیثیت و یا فقدان لذت های زندگی است (البازی و محمدی 1444: 89). در یک تقسیم بندی دقیق تر تطبیقی، خسارت معنوی می تواند به دو دسته ی اصلی تقسیم شود: 1) «خسارت معنوی محض» (préjudice moral pur) که مستقیماً به آبرو، حیثیت، یا احساسات فرد وارد می شود، و 2) «آثار غیرمالی زیان بدنی« (extrapatrimonial effects of bodily harm) که شامل درد و رنج جسمی و روانی ناشی از جراحات می شود. نظام های حقوقی اروپایی نیز عموماً «درد و رنج مصدوم» و «غرامت غیرمادی برای بستگان» را به عنوان اجزای اصلی خسارت معنوی در نظر می گیرند (Werwigk 2013: 4). اگرچه در خصوص خسارت مادی، اصول ارزیابی و جبران آن امری مسلم و کمتر محل تردید است، اما ماهیت غیرمادی و ذهنی خسارت معنوی، همواره چالش های جدی را برای نظام های حقوقی در سراسر جهان ایجاد نموده است (الوائلی و الکلابی 2025: 386). در تاریخ حقوق، این چالش به حدی جدی بوده است که در برخی نظام ها نظیر حقو
Researchers (Student)، Mortaza Hajipour (Primary Advisor)، Hojjat Salimi Turkamani (Advisor)