|
Title
|
بررسی خیار غبن و آثار آن در حقوق ایران و عراق
|
|
Type of Research
|
Thesis
|
|
Keywords
|
خیار غبن، عقود، آثار حقوقی، حقوق تطبیقی
|
|
Abstract
|
اصل حاکمیت اراده و لزوم قراردادها (اصالة اللزوم) سنگ بنای نظام حقوق خصوصی در روابط معاملاتی است؛ با این حال، حفظ عدالت معاوضی و ایجاد توازن میان تعهدات طرفین قرارداد، اصلی فراتر است که مشروعیت و مقبولیت معاملات را در پی دارد (حسنوند 1403: 4). در همین راستا، فقه امامیه و حقوق مدنی که ریشه در آن دارد، سازوکارهایی را برای حمایت از اراده متضرر و بازگرداندن توازن اقتصادی در معامله پیش بینی کرده اند که برجسته ترینِ آن ها خیار غبن است. مهم ترین دلیل مشروعیت و مبنای این خیار، قاعده فقهی «لاضرر» است که جلوگیری از ورود ضرر اقتصادی به مغبون را، به استناد نصوص و اجماع، توجیه می کند ( اصغری و عابدیان کلخوران 1393: 109؛ قبولی درافشان و دیگران 1399: 260). این قاعده در واقع تضمینی برای حفظ تعادل در قراردادها و جلوگیری از تضییع مال افراد است (شریفی و دیگران 1399: 197). غبن به معنای عدم تعادل فاحش و غیرمتعارف میان ارزش عوضین در هنگام انعقاد قرارداد است، به نحوی که اگر مغبون از آن آگاه بود، تن به معامله نمی داد (احمدوند و جهانبخشی 1396: 254). این تأسیس حقوقی، از جمله اختیارات فسخ یا «خیارات»، به فرد متضرر (مغبون) اجازه می دهد تا با استناد به برهم خوردن توازن اقتصادی در معاملات معوض، عقد را منحل سازد (صفری و بادکوبه هزاوه 1398: 344).
بر اساس ماده 416 قانون مدنی ایران، حق فسخ یا همان خیار غبن، پس از آگاهی مغبون از تفاوت قیمت فاحش و غیرقابل تسامح ایجاد می شود. در فقه اسلامی نیز، فقها عموماً غبن را یکی از موجبات فسخ دانسته و آن را نه صرفاً یک نقص در رضایت، بلکه خللی در توازن اقتصادی قرارداد تلقی می کنند. دیدگاه غالب، این خیار را از نوع خیارات ثابت در حین عقد می داند که آگاهی مغبون، صرفاً «کاشف» از وجود حق فسخ از ابتدای قرارداد است، نه «مُنشئ» آن (محمدی 1400: 12). این موضع گیری که لحظه وجود خیار را از زمان انعقاد عقد می داند، آثار عملی مهمی بر زمان به ارث رسیدن خیار و لحظه سنجش عدم تعادل عوضین دارد. از سوی دیگر، نظریاتی همچون نظریه محقق حلی بر مبنای «نفی ضرر»، غبن را تنها در صورتی موجب خیار می داند که غابن (طرف منتفع) نسبت به غبن آگاهی داشته باشد، که البته در حقوق ایران این شرط پذیرفته نشده و صرف وجود تفاوت فاحش کافی است (نور محمدی و عزیز قلی زاده، 1398: 20). همچنین، برخی حقوقدانان غبن را
|
|
Researchers
|
(Student)، Hojjat Salimi Turkamani (Primary Advisor)، Mortaza Hajipour (Advisor)
|