مشخصات پژوهش

صفحه نخست /تطبیق سلوک هفت گانه عرفانی ...
عنوان تطبیق سلوک هفت گانه عرفانی هفت پیکر با سفر هفت گانه شازده کوچلو
نوع پژوهش مقاله چاپ شده
کلیدواژه‌ها هفت پیکر، شازده کوچولو، نظامی، عناصر عرفانی، ژاک لاکان.
چکیده داستان هفت پیکر نظامی، و رمان شازده کوچلو، جز آثار ارزشمندی محسوب می شوند که داستان پردازی خاصی در آن صورت گرفته است. پژوهش حاضر به شیوه تحلیلی – تطبیقی، ابتدا با تبیین عناصر داستانی نظامی و اگزوپری با ارائۀ سلوک هفتگانه هفت پیکر و شازده کوچولو، قواعد حاکم بر ساختار دو داستان را مورد بررسی قرار داده است و در پایان، به کمک نظریه روانکاوانه لاکان، به ارزیابی دو داستان پرداخته شده است. نظریه روانکاوی ژاک لاکان، نظریه ای است که درباره ضمیر ناخودآگاه ارائه کرده و بر اساس آن، ضمیر ناخودآگاه را با زبان مقایسه کرده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که هفت سیاره ای که شازده کوچولو از آن ها گذر می کند، بی شباهت به سلوک هفت گانه عرفانی در داستان هفت پیکر نظامی نیست؛ زیرا همان گونه که در هفت پیکر، بهرام گور با گذشتن از هفت گنبد و سیاره به حقیقت و رشد شناختی خود دست می یابد، شاهزده کوچولو نیز با گذشتن از هفت سیاره نیز به حقیقت اصلی که همان گل سرخ است، می رسد. همچنین بر اساس تحلیل عناصر برجسته داستانی، نشان می دهد که هر دو نویسنده، در داستان نویسی از سنت قصه در قصه گفتن بهره برده اند و برای تازگی بخشیدن به داستان‎ های خویش، از شـگرد صـحنه پـردازی هـای پویـا، توصیفات بیرونی حیرت انگیز و گره افکنی های متعدد در پیرنگ اسـتفاده کـرده اند، اما تفاوت مهمی که در محتوای دو متن مشاهده می شود این است که هفت پیکر را می توان تفسیر عرفانی نمود در حالیکه در جهان متن شازده کوچولو می بینیم، عرفان از آن نوعی که در جامعه و تفکر ایرانی وجود دارد، نیست، بلکه نوعی کمال جویی و تشرف به مراتب وجودی یک انسان از نظر اخلاق و رفتار و رشد شناختی است که با دوره نوجوانی و مرحله تشرف نوجوان به تکامل شخصیتی مناسبت بیشتری دارد.
پژوهشگران مهدیه منصوری (نفر اول)، سمیه خادمی (نفر دوم)