عنوان
|
نمود تاریخ فلسفه یونان با محوریت افلاطون در فلسفه ملاصدرا
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
کلیدواژهها
|
تاریخ فلسفه یونان، ملاصدرا، افلاطون، پیشاسقراطیان، سقراط، ارسطو
|
چکیده
|
شناختِ تاریخ در واقع اندیشه شناسی است. شناخت اندیشه و پندار، کارى است که تنها پیروان و بزرگان فلسفى که به نوشته هاى آنان آشنا هستند و کار آنان را دنبال میکنند میتوانند بدان بپردازند. به عبارت دیگر، تاریخ عقاید و تحلیلِ اندیشه اندیشمندان در بستر تاریخیِ خاصّ خود است. و این اندیشه ها در روند تکاملیِ خود بی تأثیر از خاستگاه خود نبوده و نیستند. چنان که با گذشت قرنها، تأثیرات عمیقِ تفکرات فلاسفه یونانی در آثار فیلسوفان معاصر مشاهده می شود. ملاصدرا نیز در بیشتر آثارِ خود به طور مفصّل به تاریخ فلسفة یونان و احوال فیلسوفان پیشینِ یونانی به ویژه افلاطون پرداخته است.
او با وجود آنکه مکتبى بیسابقه و ویژه خود را دارد، هرگز خود را از زنجیره ازلى و ابدى حکمت- که در طول هزاران سال بوسیله حکماى ایرانى و غیر ایرانى، پیش از اسلام و پس از آن بیان و عرضه شده- جدا نمىداند و از آنان نام میبرد. تاریخ فلسفه ای که موجود است تحت تأثیر یونان، اما مساوی یونانیت نیست. به عبارت دیگر، غالب نظریات و دستاوردهای ملاصدرا مسبوق به سابقة تاریخی است که با تأثیرپذیری از پیشینیان در گذر زمان و براساس نظام و عناصر فکری صدرایی تکمیل و یا تغییر کرده است و همین از ابتکارات ملاصدرا می باشد.
در این پژوهش سعی بر آن است تا به نوعی ملاصدراشناسی و افلاطون شناسی و بر اساس آثار و منابع ملاصدرا، نگرش و دیدگاه وی نسبت به فیلسوفان هشتگانة یونان با محوریت افلاطون استخراج و بیان شود و در مسائل مشترک بین ملاصدرا و افلاطون، مقایسه و تطبیق صورت گیرد.
|
پژوهشگران
|
لیلا قربانی الوار (دانشجو)، سید احمد حسینی (استاد راهنما)، منصور ایمانپور (استاد مشاور)
|